اگر دروغ رنگ داشت
هر روز شاید
ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران می کردند
اگر به راستی خواستن توانستن بود
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند
همیشه می توانستند تنها نباشند
…..
اگر گناه وزن داشت
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد
تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی…
و من شاید کمر شکسته ترین بودم
اگر غرور نبود
چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند
و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان
جستجو نمی کردیم
اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم
اگر خواب حقیقت داشت
همیشه خواب بودیم
هیچ رنجی بدون گنج نبود…
ولی گنج ها شاید
بدون رنج بودند
اگر همه ثروت داشتند
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگران از سر جوانمردی
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی می مرد…
اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود
همه کافر بودند
و زندگی بی ارزش ترین کالا یود
ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید
اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…
اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
تعداد زیادی از کارشناسان مشهور اظهار میکنند که احتمالا مکانهای اسرارآمیز در سرتاسر جهان که به کمک تکنولوژی و دانش پیشرفته ایجاد شدند (شاید پیشرفتهتر از زمان ما) تحت نفوذ و سیطره تمدنهای گمشده بودند.
برخی هم عقیده دارند که هیچ تمدن بسیار پیشرفتهای تا به حال روی زمین وجود نداشته و تمام علوم عالی از انسانهای فضایی زمان باستان که از آسمان به زمین آمده بودند به ارث رسیده است.
اما اکثر دانشمندان با هیچ کدام از این نظرات فوق موافق نبوده و سعی در تشریح رازهای باستانی مربوط به آیین و مذاهب روی کره زمین دارند.
در این متن سه مکان را به عنوان مرموزترین مناطق جهان به شما معرفی میکنیم، البته مکانهای مرموز بیشتری در سراسر زمین وجود دارند که ذهن ما را تسخیر کرده اند؛ چراکه انگار از جهان دیگری آمده اند!
استون هنج
آیا کسی وجود دارد که تا بحال در مورد استون هنج چیزی نشنیده باشد؟ استون هنج یکی از معروفترین مکانهای اسرارآمیز جهان به شمار میآید. این مجسمههای غول پیکر سنگی چه ویژگیهایی دارند؟ چرا این مکان باعث ایجاد بحث و جدلهای فراوان در جامعه علمی شده؟
استون هنج بنای تاریخی سنگی که در سالسبری انگلستان جنوبی واقع شده عمدتا دربرگیرنده 30 سنگ قائم میشود (یا سارسنها، که هر کدام بیشتر از 10 فوت ارتفاع و 45 تن وزن دارند) این سارسنها با 30 نعل درگاه که به صورت افقی و تخت رویشان قرار دارند تشکیل یک دایره متصل را دادهاند. در داخل این دایره نیز چرخهای مشابه تشکیل شده است و آنها هم به سبک دیرک و نعل درگاه ساخته شدهاند.
شاید بگویید بناهای تاریخی بزرگ خیلی زیادی روی کره زمین وجود دارد که بعضی از آنها از استون هنج جذاب تر هستند! پس چه جیز خاصی در این غولهای سنگی نهفته است؟
برای تمام این سئوالهای پاسخهای دقیقی وجود ندارد.
کاربردشان چه بوده؟ یک رصدخانه ستاره شناسی، مکان مذهبی و آیینی یا چیزی ماوراء طبیعی؟ چه کسی آن را ساخته و چگونه؟
بعضی افراد گفته اند که دروییدها (کاهنان مذهب سلتی) این بنا را ساخته اند، اما واقعا ما چیز زیادی از این بنا نمیدانیم.
باستان شناسان تاریخ ساخت آن را بین 5000 تا 3000 سال پیش ذکر کرده اند، پس این بنا حتی قبل از استفاده کردن نوع بشر از ابزارهای فلزی ساخته شده بود.
حال بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی استون هنج را ساخته، واضح است که هزاران نفر در طراحی و به وجود آوردن آن سهیم بوده اند. فقط کشاندن چنین سنگهای عظیمی از مارلبورگ (30 کیلومتری جنوب استون هنج) کاری بس عظیم و بزرگ است. و چگونه امکان دارد چنین سنگهایی برپا شده باشند؟!
این کار یک شاهکار جالب مهندسی محسوب میشود و افسانههای بسیاری هست که قدرت و توانایی را منعکس میکند تا توضیح دهد چگونه انسانهای اولیه این سنگهای سنگین را حمل و جابجا کردهاند!
حتی در خلال افسانههای آرتور از استون هنج نام برده شده و اسم فردی به نام مرلین به عنوان معمار ذکر شده است.
جالبترین موضوع این است که استون هنج در جهات نقاط انقلاب و اعتدالی ستاره شناسی قرار گرفته و زمان طلوع خورشید در خط افق نور خورشید به طور کامل بین فواصل خرسنگها ظاهر میشود.
بی شک چنین چیزی تصادفی نیست و شاید با داستانهای مربوط به سرآغاز و مبدا این مکانهای مرموز ارتباط داشته باشد.
خطوط نازکا
خطوط نازکا فوقالعادهترین گروه جئوگلیپسها (geoglyps) در جهان هستند. آنها در بیابان نازکا بین شهرهای نازکا و پامپا روی پامپاس دی جوناما در پرو واقع شده اند.
در سطح شنهای بیابان پامپا در حدود 300 شکل ساخته شده از خطهای مستقیم حک شده که شامل فرمهای هندسی و تصاویر حیوانات و پرندگان و شکلهای دیگر بوده و تنها از آسمان و بالا به وضوح قابل رویت هستند.
3 نکته مرموز در نازکا پلاتیو قابل بررسی است:
1. خطوط مستقیم با کیلومترها فاصله در تمام مسیرها در بخشهایی از پامپاس یکدیگر را قطع میکنند.
2. تعداد زیادی از فرم این خطها به صورت شکلهای هندسی است: مثل زاویهها (کنجها)، مثلثها، شکلهای خوشه ای، مارپیچها، مربعها، خطوط مواج و غیره.
3. تعداد زیادی از خطوط نیز به شکل حیوانات درآمده اند.
با بررسی نقشه خطوط نازکا موضوعات زیر مطرح میشود:
طبق باور مردم جئوگلیپسها را گروهی از افراد به اسم نازکا ساخته اند، اما چرا و چگونه آنها این شگفتیهای جهان را خلق کردند که اصلا قابل توضیح و تشریح کردن نیستند؟
از وقتیکه مشخص شد خطوط نازکا به جز از یک جایگاه بالاتر قابل رویت نیستند، فرض میشود که مردم نازکا هرگز نتوانسته اند حاصل کاشان را از جایگاه بالاتر ببینند!
بنابراین فرضیهها و تصورات خیلی زیادی در مورد تواناییهای سازندگان و انگیزههای آنان وجود دارد.
آیا امکان دارد جئوگلیپسها تمثالهای خدایان حیوانی یا طرحهای صورتهای فلکلی باشند؟
آنها راه و مسیر بوده اند یا عقربههای نجومی و یا حتی شاید یک نقشه خیلی عظیم؟
اگر مردمیکه 2000 سال پیش اینجا زندگی میکردند فقط از تکنولوژی ساده ای بهره مند بودند، چگونه برای ساختن چنین شکلهای دقیقی برنامه ریزی کرده اند؟ آیا از یک نقشه پیروی کرده اند؟ اگر اینگونه بود چه کسی آن را ترتیب داده؟ و بالاخر در ظاهر تمام اینها به دنیای ماورایی تعلق دارند.
به منظور معرفی کردن خطوط نازکا، که با جابجا کردن صخرههای بیابان برای نشان دادن سطح زیرین شنهای صورتی کمرنگ ساخته شده اند، بازدید کنندهها اغلب توضیحاتی تخیلی ارائه میدهند: از باندهای پرواز برای سفینههای فضایی تا راههایی برای قهرمانان المپیک، از اُپ آرت (هنر بصری) تا پاپ آرت، و در نهایت تا رصدخانههای ستاره شناسی...
جزیره ایستر
جزیره ایستر (راپانویی در زبان بومی) مستعمره کشور شیلی و در جنوب شرقی اقیانوس آرام قرار دارد. راپانویی جزیره ای کوچک، پر از پستی و بلندی و اکنون بدون درخت از منشا آتشفشانی میباشد. این جزیره غیرعادیترین منطقه دورافتاده جهان خوانده شده، اما چیزهای دیگری هم هست که این مکان را از مکانهای دیگر روی کره زمین مجزا میسازد.
در این جزیره صدهای مجسمه خرسنگی به شکل انسان وجود دراد که موآی نام دارند.
اغلب مو آیها از خاکسترهای آتشفشانی و فشرده شده متراکم و خاص تراشیده شده اند. بزرگترینشان وزنی بالغ بر 165 تن را داراست و ارتفاعش به 220 متر میرسد. برخی از مو آیهای عمودی (ایستاده) تا گردن در زیر خاک پنهان شده اند.
این سازه بسیار عظیم که در جزیره ای کاملا بایر و خشک (فقط با مقدار کمی سبزه) وجود دارند به سرعت و در نگاه اول ذهنها را تسخیر میکند. واقعا چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ چه کسانی این تندیسها را ساخته و دلیلشان از خلق آنها چه بوده؟
بعضی از داشنمندان میگویند ساکنان جزیره ایستر یعنی راپانویی از پلی نزی آمده بودند. اما شباهتهای این مجسمهها به مجسمههای سنگی هندی اطراف دریاچه تیتیکاکا در جنوب آمریکا جالب و درخور توجه است آیا این تشابه تصادفی بوده؟ متخصصین قادر نیستند به طور دقیقی کاربرد مجسمههای مو آی را توضیح دهند. بعضی از آنها اعتقاد دارند که این مجسمهها هم نماد قدرت و هم مذهب و سیاست بوده اند.
یکی از بزرگترین اسرار جزیره ایستر در مورد این بود که این سنگها چگونه از معدن سنگ تا صفههایشان یا ahus (گاهی فاصله ای بیشتر از 20 یا 25 کیلومتر) منتقل میشدند؟
طبق افسانه راپانویی موآی خودش از معدن سنگ راه میافتاده! بعضی نیز این مجسمهها را به مراسم آیینی نسبت میدهند.
آیا همین موضوع باعث شده تا سختیهای ذاتی را برای جابجا کردن اینها متقبل شوند؟
آیا کسانی با فرض اینکه نباید زحمت جابجا کردن سنگها را به خود بدهند در معدنها میماندند؟
یا شاید افراد جزیره ایستر از قدرتهای ماورایی کمک میگرفتند و با توانایی فوق طبیعی آنها را تراشیده و سپس موآیها را حرکت میدادند؟
جزیره ایستر بیشتر به نامهای ته- پیتو- او- ته- هنا به معنی «داستان جهان» و ماتا-کی-ته- رانی به معنی «چشمانی نظاره گر به بهشت» مشهور است.
این نامهای باستانی و جزئیات بسیار زیاد اسطوره ای به احتمالاتی اشاره دارند مبنی بر اینکه این جزیره دورافتاده شاید قبلا هم یک شاخص جغرافیایی و هم رصد خانه ستاره شناسی تمدنی فراموش شده اما بسیار قدیمی بوده است.
دیوار بزرگ چین، آرامگاه تاج محل (هند)، شهر باستانی پترا (اردن)، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل)، ویرانههای ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو)، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.
چیچن ایتزا
چیچن ایتزا اثری باستانی از تمدن مایا است که در کشور مکزیک واقع شده است. این اثر جزو میراث جهانی یونسکو به شمار میرود. در سال ۲۰۰۷ میلادی، این اثر به همراه ۶ اثر دیگر در یک رای گیری جهانی به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید معرفی شدند.
محوطه چیچن ایتزا شامل چندین ساختمان سنگی است که قبلا به عنوان قصر، معبد، حمام، مغازه و ... به کار میرفته اند. مطرحترین قسمتهای آن عبارتند از
El Castillo (قلعه)
* مهمترین اثر این مجموعه، El Castillo (به معنای قلعه در اسپانیولی) است که عبارتست از هرمی پلکانی که از هر چهار طرف دارای پلههایی تا بالای هرم است. این معبد، متعلق به خدای آسمان بوده است.
* معبد جنگجویان
* محوطه بازی
* سایر سازهها
معابد و سازههای دیگری نیز در محوطه اثر تاریخی چیچن ایتزا قرار دارند.
مجسمه حضرت مسیح برزیل
مجسمه مشهوری که در برزیل در شهر Rio de Janeiro قرار دارد و بسیاری از مردم آن را در تلویزیون دیده اند در حقیقت مجسمه مسیح منجی است. این مجسمه با 125 فوت ارتفاع در سال 1926 و در ارتفاع ۷۱۰ متری نوک کوه Corcovado ساخته شده است. مجسمه مذکور حالت ایستاده عیسی مسیح را در حالیکه دستان خود را کاملاً باز کرده است نشان میدهد که این حالت نشان دهنده پذیرش همه انسانها در آغوشش است. مجسمه عیسی مسیح نشانه برزیل است که امروزه شهرتی جهانی پیدا کرده است.
توریستهایی که از برزیل دیدن میکنند حتماً به دیدن این مجسمه نیز میروند. دست چپ این مجسمه به سمت شمال شهر Rio de Janeiro و دست راست آن به سمت جنوب شهر اشاره میکند. مناظر بسیار جذابی را میتوان از آنجا مشاهده کرد که نفس را در سینه تماشاچی حبس میکند. این مناظر شامل شهر Rio، خلیج، کوه Sugarloaf و ساحل رودخانههای Copacabana و Ipanema میشود. علاقمندان به فوتبال نیز میتوانند منظره ای از استادیوم را مشاهده نمایند.
کولوسئوم
کولوسئوم معروفترین آمفی تئاتر دایره وار عظیم تاریخی که تعداد ردیفهای صندلی آن به تعداد پنجاه هزار ودارای ۸۰ در ورودی است. واژه کلوسئوم به معنی «جایگاه بزرگ» نام دیگر آن آمفی تئاتر فلاویوسی (amphitheaterum flaviusi) است. ساخت کولوسئوم توسط Vespasian (وسپاسین)امپراطور سالهای ۶۹ تا ۷۰ روم پایه گذاری شد، پس از آن پسرش Titus (تیتوس) در سال ۸۰ بعد از میلاد آنرا بنا کرد، که نهایتا توسط Domitian (دومتین) برادر Titus که در سال ۸۱ بر وی غلبه کرد و بر جایگاه امپراطور روم نشست، کامل شد و به پایان رسید. کولوسئوم به عنوان اولین آمفی تئاتر دائمی و ماندگار ساخته شده در روم، در زمینهای باتلاقی ما بین تپههای Esquiline (اسکوئیلین) و Caelian(کائلین) واقع شده بود.
در این مجموعه امپراطور روم شاهد فجیعترین جنایات به شکل کشتار بردگان و مسیحیان بودهاست نبردهای خونین بر سر مرگ و زندگی گلادیاتورها یکی از سرگرمیهای روزانه امپراطوران و اشرافیان روم بودهاست قدمت تاریخی و شکوه و جلال این عمارت از یک سو و کارامدی آن برای اجرای نمایش و امکان کنترل جمعیت، از سوی دیگر، باعث شد این سالن یکی از بزرگترین بناهای معماری روم باستان به شمار میرفت.
پلان این مجموعه به شکل بیضی به قطرهای ۱۸۸ و ۱۵۶ متر زیر بنای آن حدود ۶ جریب میباشد ارتفاع آن تقریبا به اندازه یک ساختمان ۱۵ طبقه میرسد (حدود۴۸متر) کف صحنه چوبی است و در زیر آن مجموعهای از اتاقها و گذرگاهها برای عبور حیوانات وحشی و سایر تدارکات لازم جهت راه اندازی و اجرای نمایش قرار گرفته است. تعداد ۸۰ دیوار به عنوان تکیهگاه برای طاقهای گنبدی شکل، گذرگاهها، پلکان و ردیفهای صندلی، روی صحنه قرار گرفته است. لبه بیرونی طاقهای متوالی باعث اتصال طبقات مختلف و پلکان بین آنها به یکدیگر شدهاست. نمای داخلی کولوسئوم از بالا سه ردیف طاقهای گنبدی شکل رو در روی ستونها و سر ستونها قرار گرفتهاند،
در ستونهای طبقه اول سبک معماری دوریک، در طبقه دوم سبک ایونیک، و در طبقه سوم سبک قرنتی که نزدیک به سبک کلاسیک یونان بود، به کار رفته است. این بنا به دلیل عبور و مرور آسان جمعیت به داخل و خارج میدان یکی از شاهکارهای مهندسی است در بالای این سه طبقه اصلی، طبقه زیرشیروانی شامل ستونهای مستطیل شکل سبک قرنتی قرار دارد، فضای بین ستونها با ۴۰ عدد پنجره کوچک مستطیل شکل پر شدهاست.
در قسمت بالا، دیوارکوبها و بندگاههایی وجود دارد که تیرکهایی را که سایه بانها به آنها آویزان است، نگه داشتهاند. در ساخت عمارت با دقت بسیاری از انواع ترکیبات ساختمانی استفاده شده، برای فونداسیون از بتون و برای ستونها و طاقها از سنگ آهک (تراورتن) استفاده شده، در ستونهای به کار رفته برای دیوار دو طبقه زیرین، از نوعی سنگ متخلخل به نام توفا (Tufa) استفاده شدهاست. برای طبقات فوقانی و اکثر طاقها از آجر بتونی استفاده شدهاست.
دیوار چین
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده میشود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانیترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است.
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی" ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز میگردد.
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیتهای شمالی، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعههای مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد.
در دوره حکمرانی سلسلههای بهار و پاییز و کشورهای جنگجو، میان دوکها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوههای مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد، امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین، دیوارهای دوکها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوهها در آمد. او میخواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر میرسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند. تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است.
دیواری که اکنون مردم مشاهده میکنند، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان" در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی میشود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی مینامند.
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوهها ساخته میشد از بیابانها مراتع و لجنزارها عبور میکرد. کارگران طبق عوارض زمینی،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان میدهد. دیوار بر مسیر کوههای پر فراز و نشیب امتداد یافته است. در بیرون دیوار پرتگاههای بلند دیده میشود. در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند. لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود. دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط آن خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود.
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت میکند. در فاصله معینی سکوی دیواری و یا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است. سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است. هنگامی که دشمن دست به حمله میزد برجهای آتش روشن میکردند و سراسر کشور از حمله آگاه میشدند.
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است. زیبایی دیوار چین پر ابهت، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوهها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم میخورد و صحنهای شکوهمند ایجاد شده است. از نزدیک، دروازههای پر ابهت، دیوارها، سکوهای دیواری، برجهای دیده بانی، برجهای آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینیها میگویند: "کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد، قهرمان نیست".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار میکنند. حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمیدهند.
برخی از بخشهای دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ" در نزدیکی بیجنیگ دیوار "سی ما تای"، دیوار "موتیان یو"، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده میشود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو، این بخشها همچنین از مکانهای بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید میکنند.
دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است. این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است. سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین" در فهرست میراث جهانی ثبت شد.
ماچو پیچو
ماچو پیچو به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها میباشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته است. اغلب اوقات از آن بهعنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد میشود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شدهترین نماد امپراتوری اینکاها میباشد.
این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساختهشده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیاییها متروک شده است. برای قرنها فراموش شدهبود و به جز عدهای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخشناس آمریکایی به جهانیان معرفی شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته میشود.
ماچو پیچو با دیوارهای سنگی جلا دادهشده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته شدهاست. اولین بنای این مجموعه اینتیهوآتانا (به اسپانیایی: Intihuatana)، معبد خورشید که اطاقی با ۳ پنجره و در منطقهای از ماچو پیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس مینامند، میباشد. در سال ۲۰۰۳ میلادی تعداد توریستهای این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بودهاست. در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی برداشتهشده از ماچو پیچو در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند.
تاریخچه
اینتیهوآتانا (به انگلیسی: Intihuatanais )، تصور میشود یک ساعت نجومی است که توسط اینکاها طراحی و ساخته شدهاست.
ماچو پیچو در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی در ارتفاعات امپراتوری اینکاها ساخته شده است. این شهر در حدود ۱۰۰ سال بعد در پی پیروزی امپراتوری اسپانیا متروک شد.
این دژ در ۵۰ مایلی کوسکو، پایتخت اینکاها قرار دارد و به همین دلیل هرگز مانند سایر شهرهای اینکاها پیدا و ویران نشدهاست. در طول قرنها، جنگلهای اطراف این مجموعه رشد کرده و آن را پوشانده است و به همین دلیل از نظرها پنهان مانده است و تنها عدهٔ معدودی از وجود آن اطلاع داشتهاند. در بیست و چهارم ژوئیهٔ سال ۱۹۱۱ میلادی، ماچو پیچو بهوسیلهٔ هیرام بینگهام، تاریخشناس آمریکایی در یک سخنرانی در دانشگاه ییل به دنیای غرب معرفی شد. او به وسیلهٔ راهنمایی محلیانی که گهگاه به سایت مراجعه میکردند به آنجا هدایت شد. بینگهام مطالعات باستانشناسی را انجام داد و تحقیقاتش را دربارهٔ آن محل کامل کرد و آن را «شهر گمشدهٔ اینکاها» که نام اولین کتابش نیز بود، نامید. او هرگز اعتباری برای کسانی که او را به آن محل راهنمایی کردنند قائل نشد و آن را یک شایعهٔ محلی نامید.
بینگهام در حال جستجو برای یافتن شهر ویکتوس، آخرین پناهگاه و موضع ایستادگی اینکاها در دوران تسلط اسپانیا بر پرو بود. در سال ۱۹۱۱ میلادی، بعد از سالها کاوش و سفر در حوالی منطقه، او توسط کواِنچوآنز (به اسپانیایی: Quechuans) که در ماچو پیچو و در زیرساختهای اصلی شهر زندگی میکرد به دژ هدایت شد. او چندین سفر دیگر انجام داد و حفاریهایی را نیز در سایت در حوالی سال ۱۹۱۵ میلادی هدایت کرد. او کتابها و مقالاتی دربارهٔ کشف ماچو پیچو نوشت.
سیمون ویسبارد، کاوشگر قدیمی کوسکو، مدعی میباشد که انریک پالما، گابینو سانچز و آگوستین لیزاراگا که اسمامیشان بر روی یکی از صخرهها در آنجا در تاریخ ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۰۱ میلادی حک شدهاست قبل از بینگهام آنجا را کشف کرده بودند. همچنین، در سال ۱۹۰۴ میلادی یک مهندس به نام فرانکلین ظاهراً اشارهای به خرابهها از فاصلهٔ دور داشتهاست. بنا بر ادعای خانوادهٔ پِین، او به توماس پِین، مبلغ مذهبی که در آن مکان زندگی میکرده است، دربارهٔ این محل گفته است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، پین و مبلغی دیگر به نام استوارت ای مک نارین (۱۸۶۷ تا ۱۹۶۵ میلادی) ظاهراً به محل خرابهها صعود کردهاند.
در سال ۱۹۱۳، این مکان بعد از اینکه انجمن جغرافیای ملی (به انگلیسی: National Geographic Society ) بحثهای ماه آوریل را بطور کامل به آن اختصاص داد شهرت بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۸۱ میلادی منطقهای به وسعت ۳۲۵.۹۲ کیلومتر مربع که ماچو پیچو را احاطه کردهبود جزء میراث تاریخی پرو به ثبت رسید. این منطقه تنها به این خرابهها محدود نمیشد بلکه شامل مناظر طبیعی منطقهای نیز میشود.
ماچو پیچو بهعنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانهای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته میشود.
منطقهٔ جغرافیایی
ماچو پیچو در ۷۰ کیلومتری شمال غربی کوسکو، در بالاترین نقطهٔ کوه ماچو پیچو، ۲٬۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست. این اثر از مهمترین آثار باستانشناسی در آمریکای جنوبی و پربینندهترین جاذبهٔ توریستی کشور پرو میباشد.
از سمت بالا، در صخرهٔ ماچو پیچو، یک صفحهٔ سنگی عمودی ۶۰۰ متری قرار دارد که در انتها به رودخانهٔ اوروباما میرسد. مکان این شهر جزء اسرار نظامی بوده است.
توریسم
ماچو پیچو که جزء میراث ثبت شدهٔ یونسکو میباشد بهعنوان پر بازدیدترین مکان توریستی کشور پرو و مهمترین منبع درآمد، بطور پیوسته در معرض خطرهای اقتصادی و تجاری قراردارد. در اواخر ۱۹۹۰ میلادی، دولت پرو اجازهٔ ساخت ماشین کابلی و یک هتل لوکس همراه با رستوران و مجموعهٔ توریستی را در خرابههای منطقهصادر کرد. این تصمیم با مخالفت دانشمندان و عموم مردم پرو روبرو شد. آنها معتقد بودند که تعداد زیاد توریست در آنجا امکان اعمال خطر را بر آن افزایش میدهد.
توریستهای ماچو پیچو همه ساله در حال افزایش میباشد و در سال ۲۰۰۳ میلادی معادل ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بودهاست. به این منظور، اعتراضهای شدیدی برای ساختن پل جدید در این سایت صورت گرفته است و یونسکو این سایت را در لیست آثار در معرض خطر قرار دادهاست.
در هنگام استفاده از این مکان صدماتی به آن وارد شدهاست. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، ساعت آفتابی اینتیهوآتانا به علت سقوط یک جرثقیل ۴۵۰ کیلوگرمی به شدت صدمه دید. این جرثقیل توسط یک شرکت تبلیغاتی که آگهی برای یک مدل آبجو میساخت استفاده میشد.
پترا به عربی ( البتراء ) شهری تاریخی در کشور پادشاهی اردن
این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عمّان پایتخت اردن ودر غرب راه اصلی بین شهر عمّان و شهر عقبه واقع شده است. شهری است به کمال که همهٔ آن در کوه و در تخته سنگهایی به رنگ گل سرخ یا رنگ صورتی تراشیده شده است. از اینجاست که نام این شهر زیبا پترا نهاده شدهاست. کلمه (پترا) به زبان یونانی به معنی (صخره) است و چون این شهر باستانی تماماً در سنگ (صخره) کنده شدهاست آنرا پترا نامیدهاند. همچنین این شهر تاریخی و زیبا را به خاطر گل سرخ گون بودنش بنام (المدینة الوردیة) نیز نامیده شدهاست، در سال ۱۹۷۸ میلادی کتابی در این مورد نوشته شدهاست که از تاریخ بنای این شهر باستانی سخن میگوید، مؤلف نام کتاب را (الأسرار المَدینَة الوَردِیَة) نامگذاری نموده است. نام قدیم این شهر سلع بود، یعنی (صخره) رومیان نامش را به زبان خودشان ترجمه نمودهاند.، درقرن اول قبل از میلاد و در عهد شاه غسانی حارث سوم درخشید.
حدود کشور نَبَطیها
حدود کشور نَبَطیها از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحرای شام در سمت مشرق ادامه مییافت. شهر پترا حلقهٔ اتصال بین تمدن سرزمین میانرودان (یا بینالنهرین) و سرزمین شام و شبهجزیره عربستان و مصر بودهاست. این شهر که پایتخت کشور نَبَطیها بود توانسته بود کنترل و زمام راههای تجارتی مناطق اطراف خود بدست گیرد، کاروانهای تجارتی از جنوب شبه جزیره عربستان و غزه و عسقلان و صور و دمشق از راه پترا پایتخت کشور نَبَطیها میگذشتهاند و این شهر از رونق خاصی برخوردار بودهاند.
پایان حکومت نَبَطیها
پایان حکومت نَبَطیها و خرابی پایتخت شهر پترا بدست رومیان در سال ۱۰۵ میلادی بودهاست، قشون رومیان در سال ۱۰۵ میلادی سرزمین نَبَطیها را محاصره میکنند و آب را به روی ساکنان شهر میبندند و سرانجام بعد از مدتی آن شهر را اشغال میکنند و به حکومت نَبَطیها خاتمه میدهند.
بیرون آمدن پترا از دست رومیان
در سال ۶۳۶ میلادی عربها توانستند شهر پترا را از نفود رومیها برهانند. ساکنان پترا پس از آن به کشاورزی اشتغال ورزیدند. اما زلزلهای که درسالهای ۷۴۶ و ۷۴۸ به این شهر وارد آمد، ساکنان پترا را وادار نمود تا به مناطق اطراف کوچ کنند. آثار این شهر باستانی همچون دُّری در کوه میدرخشد و یادگاری از دوران نَبَطیها بجا ماندهاست که بسیار تماشایی است.
تاجمحل (به هندی: तIज महल، به اردو: تاج محال)
آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شدهاست. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) بههنگام وضع حمل فوت کرد بنا شدهاست. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از اینرو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.
همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی میباشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تأسیس شدهاست و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا بهخصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشتهاند.
آغاز ساخت تاجمحل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش) بود و در سال ۱۶۴۷م (۱۰۵۷ ش) تکمیل شد.
احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری (سده یازدهم هجری) سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بودهاند. در برخی متون نیز از عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بودهاند نام برده شدهاست، که گویا خطاطیهای روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شدهبودهاست.
نماد وفا و عشق ابدی
تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از بنای آن میگذرد. اخلاص به عشقی رومانسی، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بختالنصر» که باغهای معلق بابل را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت که یکی از عجایب هفتگانه دنیاست، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به ممتاز محل همسر محبوب «شاهجهان» پنجمین پادشاه گورکانی بود که در هند به پادشاهی رسید. این بنا به دستور شاهجهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساختهاست.
داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد تاج محل چون نگینی میدرخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوهترین هدیه یک شاه به همسر از دست رفته اش است و پایههای آن بر عشق وافر شاه جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال ١٦٠٧ میلادی شاهزاده خرم، که بعدا با نام شاه جهان شناخته شد، ارجمند بانو بیگم را، که بعدا به ممتاز محل ملقب شد، نمیدید، امروز از تاج محل خبری نبود.
ارجمند بانو دختر یکی از اشراف ایرانی با نام عبدالحسن آصف خان و متولد شهر آگرای هند بود. نور جهان، عمه ارجمند بانو همسر محبوب جهانگیر، پدر شهزاده خرم و شاه گورکانی وقت بود که در سیاست و دولتداری هم نقش بارزی داشت. شاهزاده خرم که در آتش عشق ارجمند بانو میسوخت، بنا به ضوابط سلطنتی با دو زن دیگر ازدواج کرد که اولی از بستگان دربار صفوی ایران بود. خرم پس از پنج سال انتظار به وصلت ارجمند بانو رسید.
او پس از مراسم عروسی اعلام کرد که عروس تازه از سایر زنان دربار برتر و "ممتاز محل" است. از آن به بعد ارجمند بانو با همین نام و پسوند "بیگم" خطاب میشد. به نوشته یک تاریخ نگار دربار گورکانی هند که با نام "قزوینی" از او یاد میشود، پیوند شاهزاده با دو همسر دیگرش تنها حکم زناشویی معمولی را داشت و "خرم" هیچ زن دیگری را شایسته محبت و شیفتگیای که نثار ممتاز محل میکرد، نمىدانست. سال ١٦٢٨ شاهزاده خرم بر تخت طاووس هند نشست و به "شاه جهان" ملقب شد. ممتاز محل نمىخواست به مانند عمه قدرتمندش در امور اداری و سیاسی دستی داشته باشد. در عوض فهرست نامهای زنان بیوه و کودکان یتیم را ترتیب میداد و از شوهرش میخواست که به نیازهای آنها رسیدگی کند و برای خانوادههای بینوا نفقه تعیین میکرد. او نیز مانند شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت و در ساماندهی یک باغ کرانه رود یامونا در شهر آگرا، جایی که سرانجام محل آخرت او شد، نقش داشت.
درگذشت ممتاز محل و وصیت او
ممتاز محل همسر دوم شاهجهان در ۱۷ جون ۱۶۳۱ میلادی در هنگام تولد فرزند چهاردهمش جان باخت. شاه جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. در یکی از حملههای جنگی ممتاز محل همراه شاهجهان بود. او باردار و در ماهای آخر بارداری بود و در اثر وضع حمل جان باخت، این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که از ممتاز محل زائیده و دختر بود که نامش را گوهرهبیگم گذاشتند. هنگام وفات «ممتاز محل» ۳۹ سال بیش نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او مقبرهای بسازد که بدان نام وی جاوید بماند.
مرگ ناگهانی «ممتاز محل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از اینرو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی گردد.
به نوشته تاریخ نگاران، شاه جهان در پی درگذشت محبوبترین همراه زندگیاش خلعت شاهانه اش را به عبای سفید عوض کرد و یک سال سوگوار بود. شاهی که قبلا برای توسعه دامنه سلطنتش خون فراوانی ریخته بود، گوشه نشین شد و برای مدتی دخترش جهان آرا به امور دولتداری پرداخت. روایت حاکی است که موهای سیاه شاه جهان طی یکی دو ماه سوگواری سفید شد.
شاه جهان، تا از چنگ رخوت رها شد، در اجرای وصیت ممتاز محل بهترین معماران و خوشنویسان را از سراسر هند و بیرون از آن فرا خواند تا بنای یادبود محبوب ازدست رفته اش را در شهر آگرا، پایتخت امپراتوری گورکانی، بسازند.
تاریخ نگاران آن دوران، از این بنای یادبود با نام "روضه ممتاز محل" یاد کردهاند و برخی بر این نظراند که "تاج محل" مخفف "ممتاز محل" است. "پیتر ماندی"، جهانگرد اروپایی سده ١٧ میلادی نیز در نوشتههایش از "تاجِ محل، ملکه دربار گورکانی" نام میبرد.
خود شاه جهان هم که سالها بعد، به دست پسرش اورنگزیب شکست خورد و مدتی در زندان لعل قلعه به سر برد، پس از درگذشت کنار ممتاز محل زیر گنبد تاج محل به خاک سپرده شد.
معماری باغ و ساختمان تاج محل
شاهجهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این بنای بزرگ برگزید. تاج محل مقبرهای است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شدهاست. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این یک باغ نهر آب طولانی وجود دارد و به شیوه چهارباغهای ایرانی ساخته شدهاست.
شاهجهان قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد بهنشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در میگذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید است، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد.
تاج محل از سال ۱۹۸۳ جزو میراث جهانی یونسکو درآمده و در نظر سنجی بزرگ جهانی در سال ۲۰۰۷ میلادی که در ۸ ژوئیه همان سال نتیجه آن اعلام گردید این بنا در شمار یکی از عجایب هفتگانه جهان در دوران حاضر شناخته شد.
در دو طرف بنای اصلی دو بنای کوچکتر و قرینه بهچشم میخورد که در سمت غرب یک مسجد سهگنبدی وجود دارد که از ماسهسنگ (قهوهای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابه مهمانسرا به کار میرفته است.
گیوینهامبلی، نویسنده کتاب "شهرهای هندوستان گورکانی"، مینویسد که ریشههای ایرانی تاج محل، نخستین و پایدارترین برداشتی خواهد بود که یک دانش پژوه رشته معماری اسلامیبا دیدن این بنای یادبود حاصل میکند. به نظر او، تاج محل یک نمونه از معماری صفوی است و در واقع، نمایانگر حد اعلای نبوغ ایرانی در هنر معماری در خاک هند است.
هامبلی با استناد به سخنان هرمان گوتز، کارشناس تاریخ هنر، میافزاید: "تاج محل از بهترین نمونههای معماری است که با ذوق و سلیقه صفوی انجام شده است ... در تاج محل موارد معدود انحراف از ارتدکسی هنری صفوی را میتوان مشاهده کرد که شامل "چتریهای راجپوتِ" پیرامون گنبد و تفاوتهایی در تناسب میان گنبد و پایه آن میشود. گلدستهها هم که احتمالا با الهام از آرامگاه "محمود خلجی" در "ماندو" ساخته شده اند، اندکی متفاوت اند. از غرایب روزگار است که که یکی از "عجایب جهان" که کمترین ارتباط را با هنر گورکانی (مغولی) دارد، به نمونه کلاسیک و نماد تمدن گورکانی تبدیل شده است."
معمار و طراح تاج محل
در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشدهاست اما در برخی از متنهای متأخر، به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شدهاست. بنا به یک دستنویس بازمانده از سده ١٧ میلادی، سرمعمار تاج محل و لعل قلعه (قلعه سرخ) دهلی همین استاد احمد لاهوری بوده است.
علاوه بر این، در برخی از متون از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عدهای وی را اهل استانبول دانستهاند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کردهاند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و «امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شدهاست.جدای افراد نامبرده از فردی به نام جرونیمو ورونئو اهل ونیز هم نامبرده شده است. عبدالحق شیرازی که سال ١٦٠٩ از شیراز به هند مهاجرت کرد و به خاطر استعداد فوق العادهاش در هنر خوش نویسی از سوی شاه جهان به "امانت خان" ملقب شد. به احتمال قریب به یقین، تمام خطاطیهای روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده بود، چون تنها نام اوست که به شکل "امانت خان الشیرازی" زیر یکی از خطاطیها در ایوان جنوبی تاج محل حک شده است. امضای او حاکی از مقام بلند امانت خان در دربار گورکانیان نیز هست. آنچه مسلم است خط ثلث کتیبههای تاج محل که به رنگ مشکی بر زمینه مرمر سفید نشسته اثر امانت خان شیرازی است.
وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا میتوان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفتهاست و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشتهاند.
به گفته تاریخدان آمریکایی "میلو بیچ"، در این مورد میتوان تنها گمانه زنی کرد که معمار اصلی تاج محل چه کسی بوده، اما این نکته روشن است که خود شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت ولابد در طراحی تاج محل نیز دستکم نقش یک رایزن را داشته است.
گفته میشود برای ساخت این بنا بیست هزار کارگر، استادکار، معمار، سنگتراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش بهمدت بیست و دو سال کار کردهاند.
عجایب هفتگانه جدید جهان شنبه شب 7 ژوییه در یک مراسم رسمی در استادیوم لوز شهر لیسبون، پایتخت پرتغال و با حضور چهرههای مشهور جهانی معرفی شدند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، در خاتمه یک رای گیری که توسط یک بنیاد سوئیسی برگزار شد و در جریان آن نزدیک به 100 میلیون نفر از طریق اینترنت یا تلفن به فهرستی شامل 20 نامزد نهایی کسب عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان رای دادند، برگزارکنندگان این رای گیری شنبه شب فهرست نهایی عجایب هفتگانه جدید جهان را در لیسبون معرفی کردند.
دیوار بزرگ چین، آرامگاه تاج محل (هند)، شهر باستانی پترا (اردن)، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل)، ویرانههای ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو)، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.
البته اهرام ثلاثه مصر آخرین بازمانده عجایب هفتگانه قدیم جهان کماکان مقام خود را حفظ کرده است.
رای گیری برای انتخاب عجایب هفتگانه جدید جهان بسیار جدل برانگیز بود، زیرا هر فردی هر اندازه که مایل بود میتوانست به مکان مورد نظر خود رای دهد. به طوری که براساس آمار حدود 2 میلیون اردنی از مجموع جمعیت 6 میلیونی این کشور به شهر باستانی پترا رای داده اند.
از سوی دیگر سازمان یونسکو از این طرح استقبال نکرد و آن را تنها امری مربوط به افرادی که در رای گیری شرکت کردند، دانسته است.
عجایب هفتگانه قدیم جهان عبارتند از، اهرام ثلاثه مصر، باغهای معلق بابل، مجسمه زئوس کوه المپ،معبد آرتمیس، معبدهالیکارناس، مجسمه هرکول جزیره رودس و فار اسکندریه که از میان آنها تنها اهرام ثلاثه مصر تا روزگار ما باقی مانده است.
این عکسها بهترین عکسهای جئوگرافیک طی سه سال گذشته هستند. آنها واقعا خیره کننده و قابل ستایشند. دیدن آنها را بهتان توصیه میکنیم....
منظره بسیار زیبای كاخ شاتو دو شونانسو. این كاخ در حاشیه رود «شر» یكی از شاخههای لوار در سال 1513 احداث شد. سال ها بعد دیان دو پواتیه پلی را به این كاخ افزود كه عمارت اصلی را به ساحل چپ رودخانه متصل میكرد تا بتواند مجموعه باغهایی را به محوطه كاخ شونانسو بیافزاید.
منظره كاخ باشكوه سومور كه بنای آن روی پیهای يك كاخ قلعه قرون وسطی در قرن پانزدهم توسط دوك لويی دانژو برادر شارل پنجم، پادشاه فرانسه احداث شد.
نمای كاخ شورنی در نزديكی بلوا و در بين دو كاخ شونانسو و شامبور. سبك معماری كاخ شورنی يك سبك كلاسيك همگون است.
منظره كاخ مونسورو كه مانند نگهبانی در محل اتصال رودخانه لوار و رود وين قرار دارد. كاخ مونسورو صحنه حوادث تاريخی مهيجی بوده است. الكساندر دوما از اين كاخ برای نوشتن يكی از رمانهای مشهورش به نام «بانوی مونسورو» در سال 1846 الهام گرفت.
منظره بخشی از كاخ باشكوه شامبور كه احداث آن در سال 1519 به دستور فرانسوای اول، پادشاه فرانسه آغاز شد اما فرانسوای اول فقط مدت كمی قبل از مرگش در سال 1547 توانست در این كاخ اقامت كند. پس از او هریك از پادشاهان فرانسه بخشهایی را به كاخ شامبور افزودند.
منظره زيبای كاخ ويلاندری و باغهای سه طبقهاش كه در اين تصوير باغ سبزيجات آن قابل مشاهده است.
منظره تحسين برانگيز مجموعه كاخ قلعه شينون در حاشيه رود وين يكی از شاخه های رودخانه لوار. اين قلعه سه كاخ باشكوه را در خود جای داده است. ژاندارك حماسه خود را از كاخ قلعه شينون عليه اشغالگران انگليسی آغاز كرد.
منظره كاخ اوسه كه الهام بخش احساساتی شاعرانه است. اين كاخ دارای مجموعه ای از مجسمههای مومی است كه بازديد كننده را به ياد داستان مشهور زيبای خفته میاندازد.
منظره زيبا و شاعرانه كاخ كلو – لوسه در نزديكی آمبواز كه به اندازهای لئونارد داوينچی را شيفته خود كرده بود كه اين هنرمند نابغه آخرين روزهای زندگی اش را در اين كاخ سپری كرد.
منظره كاخ سولی – سور – لوار كه در اواخر قرن چهاردهم احداث شد. پل اين كاخ مناطق شمال رودخانه لوار را به مناطق سولونی و بری متصل میكرد.
دبی شیخنشینی که تا قبل از دهه نود میلادی به دقالباب تمدن و ترقی لبیک نگفته بود به یک باره پلههای ترقی را با سرعتی مافوق تصور طی کرد. دبی این ترقی حیرت آور را مدیون چیز دیگری غیر از صنعت توریسم نیست. امارات متحده عربی این شیخ نشین 37 ساله اینبار با ساخت ونیزی مصنوعی در شهر دبی و صرف هزینه 11 میلیارد دلاری سعی در جذب توریست فراون و متعاقب آن جذب دلارهای کشورهای همسایه خود را دارد.
مجموعه اهرام جیزه نام مجموعه اهرام تاریخی ساخته شده در دوران مصر باستان است که در حاشیه شمالی شهر قاهره کنونی واقع شده است. هرم بزرگ جیزه یکی از اهرام در مجموعه اهرام جیزه و تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان محسوب میشود. قدمت اهرام جیزه به سلسله چهارم مصر میرسد که نامهای آنها عبارتند از هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور. که خوفو بزرگترین شان و یکی از عجایب هفت گانه است.
2- دیوار چین:
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی" ثبت شد.
این ادعا که این دیوار تنها پدیده انسانی است که از فضا قابل رویت میباشد، بارها تکذیب شده است ولی هنوز در باور عوام جا دارد.
تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز میگردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیتهای شمالی، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعههای مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد. در دوره حکمرانی سلسلههای بهار و پاییز و کشورهای جنگجو، میان دوکها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوههای مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد، امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین، دیوارهای دوکها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوهها در آمد. او میخواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
3- تاج محل:
آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شدهاست. این بنا به دستور شاه جهان، پنجمین امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) بههنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده است. شاه بنا به وصیت همسرش تصمیم گرفت با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از اینرو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.
4- ماچو پیچو:
به معنی قلهٔ قدیمی، یک محوطه باستانی به جا مانده از آثار دورهٔ اینکاها میباشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفتهاست. اغلب اوقات از آن بهعنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد میشود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شدهترین نماد امپراتوری اینکاها میباشد.
این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساختهشده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیاییها متروک شدهاست. برای قرنها فراموش شدهبود و به جز عدهای از مردم محلی کسی از آن نامیبه خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخشناس آمریکایی به جهانیان معرفی شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته میشود.
5- بالی:
بالی جزیرهای است واقع در کشور اندونزی که از مراکز گردشگری مهم جهان به شمار میرود. مختصات آن ۸° ۲۵′ ۲۳″ جنوبی و ۱۱۵° ۱۴′ ۵۵″ شرقی است. جزیرهٔ بالی جزو یک رشته جزایر است که جزیرهٔ جاوه در غرب آن و جزیرهٔ لومبوک در شرق آن قرار گرفتهاست. هنرهای گوناگون همچون رقص، تندیسگری، نگارگری، چرمگری، فلزکاری و بویژه موسیقی سبک گامِلان در این جزیره در سطح بسیار بالایی قرار دارند.
6-انکگور وات:
انگکور وات نام مجموعهای از معابد است که در اوایل سدهٔ دوازدهم برای شاه سوریاوارمان دوم در انگکور در کامبوج ساخته شد تا پرستشگاه حکومتی و پایتخت او قرار گیرد. این معبد که در ابتدا معبدی هندو بود و به ویشنو، خدای هندیان تقدیم شده بود پس از ورود آیین بودا به معبدی بودایی بدل شد. انگکور وات که تا بهامروز بهخوبی حفظ شده است هنوز هم تنها پرستشگاهی است که از زمان ساختش تا کنون به عنوان یک مرکز مذهبی استفاده میشود.
این معبد بزرگترین بنای مذهبی در جهان است و معماری اصیل خمری را میتوان در آن مشاهده نمود. انگکور وات که اصلیترین جاذبهٔ گردشگری کامبوج است، نشان ملی آن کشور نیز بهشمار میآید و طرح آن بر روی پرچم کامبوج نیز نقش بسته است.
«انگکور وات» ترکیبی امروزی به معنای «پرستشگاه شهر» است. «انگکور» شکل بومی کلمهٔ نوکور است که از واژهٔ سانسکریت ناگارا (नगर) بهمعنای پایتخت یا شهر گرفته شده و «وات» نیز واژهٔ خمری برای معبد است. پیشتر این معبد به Preah Pisnulok شناخته میشد که لقب پس از مرگ بنیانگذارش شاه سوریاوارمان دوم بود.
7- شهر ممنوعه:
شهری قدیمی در منطقه پکن، پایتخت کشور چین است و یکی از مهمترین دیدنیهای تاریخی این کشور بشمار میآید.
شهر ممنوعه به روایتی وسیعترین و کاملترین مجموعه معماری چوبی در جهان بشمار میرود.
احداث شهر ممنوعه در سال ۱۴۰۶ میلادی با دستور جو دی دومین امپراتور سلسله مینگ آغاز گردید و ظرف ۱۴ سال ساخته شد. تا سال ۱۹۱۱ میلادی و نابودی سلسله چینگ (قریب ۵۰۰ سال) جمعا ۲۴ امپراتور در این شهر ممنوعه اقامت کرده و بر چین فرمان رانده اند. از سال ۱۹۲۴ بازدید از این مجموعه به عنوان کاخ موزه برای عموم آزاد گردید و ممنوعه بودن آن پایان پذیرفت.
این اثر نادر با ساختگاهی مستطیل شکل مساحتی حدود ۷۲ هکتار را در برمیگیرد. ابعاد آن ۹۶۱ متر طول در امتداد شمال به جنوب و ۷۵۳ متر عرض در امتداد شرق به غرب است. دیواری با ارتفاع ۱۰ متر و خندقی با عرض ۵۲ متر دورتا دور مجموعه را فراگرفته است. دیوار در هر ضلع خود یک دروازه را جای داده است. بر روی ضلع جنوبی «دروازه نیمروز» (Meridian Gate) و بر روی ضلع شمالی «دروازه نیروی ایزدی» (Gate of Divine Might) قرار دارد. دیوارها ضخیم هستند و طوری طراحی شده اند که در برابر آتش توپخانه آن زمان مقاومت کنند.
8- معابد باگان پاگودا:
مجموعه معابد بودایی است که مربوط به قرن 11 تا 13 میلادی است.
9- معبد کارناک:
معبد بسیار بزرگی در کنار رو نیل است که کانون مذهبی مصریان در زمان مصر قدیم بوده است.
10- تئوتیهواکان
نام مکان باستانی بزرگی است در حوزهٔ آبگیر مکزیک که بزرگترین هرمهایی که پیش از درون شد اسپانیاییان بدین سرزمین ساخته شده است در آن جای دارد.
تئوتیهواکان از نیمه نخست هزارهٔ یکم در اوج و بزرگترین شهر قاره آمریکا پیش از اکتشاف این قاره به دست اروپاییان بود. در اوج خود این شهر ۱۰۰ هزار باشنده را در خود جای میدادهاست. این شهر بر سراسر آمریکای میانه نفوذ داشتهاست. مردمان آن به احتمال از گروههای نژادی ناهوا، اتمی و توتوناک بودهاند.
این بخش تاریخی امروزه در شهرداری سن خوان در ایالت مکزیکو جایگرفتهاست و در حدود ۴۰کیلومتری شمال خاوری شهر مکزیکو. این بخش تاریخی ۸۳ کیلومتر مربع گتردگی دارد و از ۱۹۸۷ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت است.